تولد 4 سالگی در کنار خانواده
تقریبا یک هفته ای بعد از 25 شهریور چهارشنبه بود که جشن تولدی برای پسرمان در خانه گرفتیم و این دفعه در کنار پدر و مادر و خواهران عزیزتر از جان. از آشپزی ها و کارهای جانبی و خسته کننده که بگذریم، همه چیز عالی بود و کلی به پوریا و آرادی خوش گذشت و بازی و شیطنت کردند و حالش را بردن. د ر این مدت هم حسابی مشغول عزاداری دهه ی محرم بودیم و آراد و امیرعلی تا میتونستن آتیش سوزوندن و کلی بازی کردن البته ناگفته نمونه که در این میان هم از سینه زنی غافل نمیموند و قربونش برم کلی واسه خودش سرگرمی داشت. ...











